« شبی ......... »شبی ازپشت یک تنهایی نمناک وبارانی ، تورابالهجة گل های نیلوفرصداکردم.برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم.
برایت شعرمی خوانم،برایت قصه می گویم.توای شیرین ترازجانم،توای امیدروز بعدها وزمان آیندهها.وتقدیراست رفتن نوگل باغم.اگرنازک ترازبرگ گل رویت سخن گفتم وگاهی باکلامی نابجاذهن تورا این گونه آشفتم ، حلالم کن تو ای فرزند.اگرنام قشنگت رابجزبالهجة گل های نیلوفرصداکردم ، اگرزخم سخن گاهی گلستان خیالت را،زمن رنجاند، ببخشایم توای فرزند.اگرباپرسش تکراریم روح وروانت رابیازردم ، اگر
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
میگفت : «مااز زندگی پناه میبریم به رویا.» راست میگفت ، رویا فرار از زندگی بود، از زندگی ای که گم شدیم لابلای هزار توی مشکلاتش. پناه میبریم به رویا تا کمی تسکین دردهای لاعلاج دلمان باشد! مانند من، منی که به تنهایی اعتیاد داشتم. اگر هر روزکمی با خودم خلوت نمیکردم مثل این بود که ضعیفتر میشدم . چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابستهاش شده بودم !تاریکی داخل اتاق برایم مثل نور آفتاب بود .این پنجره و درخت بید مجنون توی حیاط ، این رباعیات خیام و این آسمان نیلگون شب و ماهش همگی همدم من بودند. ا
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
باران! واژه غریبی است درست مانند من، من هم در میان این جماعت غریبم گاهی با خود فکر می کنم چقدر باران شبیه من است.گاهی با خود فکر می کنم شاید این باران و رگباری که می آید اشک های آسمان است که حاصل تیرگی ابرهای اخمو و عبوس است.شاید آسمان هم دلش می گیرد و مثل ما آدم ها خشمش را با رعد و برق های سهمگین و سنگین بروز می دهد و بعد از این که خوب داد و بیداد کرد و دلش آرام شد، آغاز به گریه کردن می کند و آن قدر قطره های اشکش از ته دل است که کل زمین را خیس می کند.
« برگرفته ازکتاب : قاصدک آرزو ، نوشتة نسیم
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
کمرنگ ترین جوهر ها ازقوی ترین حافظه ها ماندگارترند.....
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
ازآنچه داریدلذت ببریدامابه هیچ چیزوابسته نباشید،که هرچه امروزمتعلق به شماست، فرداازآن دیگری خواهدبود.
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمکها نداری، اما زعفران راکه می سابی به دانه دانه اش توجه میکنی.
حال آنکه بدون نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست،ولی بدون زعفران ماه ها و سال هامی توان آشپزی کرد و غذا خورد.
مراقب نمکهای زندگیتان باشید،ساده و بی ریا و همیشه دم دست،که اگر نباشند وای بر سفره زندگی!
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
آن وقت که می توانستم ، نمی دانستم. حالا که می دانم ، نمی توانم......
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
آدم سه حرفه. اماآدم بودن خیلی حرفه. خیلی......
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
طوری تلاش کن که بچه ات درآینده دنبال الگونگرده. همین که به تونگاه کنه به تو افتخارکنه.
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
ز مانی که بخواهیدوصیت نامه بنویسید، متوجه خواهیدشدکه تنهاکسی که ازداریی تان سهمی ندارد،خودتان هستید. پس تامی توانیداززندگی لذّت ببرید.
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
هیچ مدرسه ای بالاترازتجربه نیست. افسوس که شهریه ای به گرانی عُمردارد.
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
مدعی می گفت که بایک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که دنیاراگلستان می کند
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
ما به سه طريق مىآموزيم:
اول «انديشه» كه اصيلترين است.
دوم «تقليد» كه آسانترين است.
سوم «تجربه» كه تلخترين است.
"كنفوسيوس"
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور